مطهر بن طاهر المقدسي ( المنسوب إلى أحمد بن سهل البلخي ) ( مترجم : محمد رضا شفيعى كدكنى )
516
البدء والتاريخ ( آفرينش وتاريخ ) ( فارسى )
ناگهان بر ايشان حمله آورد و كشتارى سخت از ايشان كرد و سر خاقان را آورد . همين است كه شاعر بدان اشارت كرده و مىگويد : آنگاه كه سپاهيان او را شكست دادم ، به دو مىگويم : / تو گويى هرگز حملههاى بهرام را نشنيدهاى / چرا كه من حمايتگر همه سرزمين فارس هستم / و سرزمينى كه حمايتگرى ندارد از نيكى چه بهرهاى دارد ؟ گويند وى فرمان داد تا ميزان غنيمتى كه به دست آمده حساب شود و برابر بود با سه سال خراج كشور و او فرمان داد تا به همين اندازه خراج از مردم گرفته شود و همه را به آسودگى و شادخوارى و تنعم فرا خواند . گويند يك روز بهرام گور به قصد شكار بيرون رفت و كنيزكى زيباروى را نيز در پشت سر خويش سوار اسب كرد . دستهاى از آهوان را ديدند . به كنيزك گفت : دلت مىخواهد كه تير را به كجاى آهو بزنم ؟ گفت : دلم مىخواهد مادهء آن آهو به مانند نر شود و نرش مانند ماده . بهرام با يك تير ، دو شاخ آهوى نرى را چنان زد كه هر دو شاخش را قطع كرد و آهوى مادهاى را با تير چنان زد كه در جاى شاخ او دو تير نشانيد . آنگاه كنيزك گفت : دلم مىخواهد كه سم آهويى را به گوش بدوزى . بهرام با كمانگروهه ( جلاهق ) چنان مهرهاى افكند كه آهو خواست با پايش گوشش را بخاراند آنگاه سمش را به گوشش پيوند داد . آنگاه كنيزك را به زمين افكند و به دو گفت : تو بر من سخت گرفتى و خواستى ناتوانى مرا آشكار كنى و كنيزك را كشت . به خدا اين داستان امكانپذير نيست مگر اينكه اتفاقى باشد . گويند كه بهرام همه زبانها را مىدانست . هر گاه خشمگين مىشد به عربى سخن مىگفت و در جنگها به تركى و با مردم عامى به زبان درى و با زنان به زبان هروى . و نقش خاتم وى چنين بود : « به كارهاست كه قدرها بزرگ مىشود » . و او اهل موسيقى و لهو و شكار بود و تنها با كسانى كه به جنگ وى مىآمدند پيكار مىكرد و كسى را كه متعرض وى نمىشد هرگز متعرض نمىگرديد . نعمان بن منذر خورنق و سدير را براى او ساخت و هم در روزگار او بود كه نعمان بن منذر پادشاه حيره گوشهگير و زاهد شد و بهرام پادشاهى حيره را به منذر بن نعمان سپرد . و هم در روزگار او بود كه به خواست خداوند تعالى كار قريش جنبشى كرد و كلاب بن مره با فاطمه دختر سعد ازدى ازدواج كرد و قصى بن كلاب و زهرة بن كلاب زاده شدند و روزگار شهريارى وى بيست و سه سال بود . آنگاه خداوند يزدگرد بن بهرام را هژده سال و چهار ماه و هژده روز پادشاهى داد و پس از مرگ وى ميان دو فرزندش فيروز بن يزدگرد و هرمز بن يزدگرد بن بهرام گور ،